بررسی کتابِ یادگار زریران

بررسی مثلث ادبی فرهنگی ایران در شناخت کتاب¬های یادگار زریران، ارداویرافنامه، درخت آسوریکدر گفتگو با ماهنامه سخن
بررسی کتابِ یادگار زریران

سخن: یادگار زریران را شاهنامه گشتاسب گفته¬اند، در اهمیت ساختاری¬اش به عنوان منظومه نمایشی تاریخی، آن را چگونه بررسی می¬کنید؟
موسوی: یادگار زریران را می¬توان نخستین و کهن¬ترین نمایشنامه¬ ایرانی دانست که آن را شاهنامه گشتاسب نیز خوانده¬اند. احتمالاً در ابتدا متنی حماسی و پهلوانی بوده است که به وسیله خنیاگران و گوسانان سینه به سینه نقل می¬شده و به دوران ساسانیان رسیده است و نیز ممکن است اقتباسی باشد از متنی اوستایی که اصل آن در دست نیست چرا که در کتاب «هفتم دینکرد» بخش¬هایی از آن را می¬توان دید. یادگار زریران ویژگی¬های نمایشنامه را در خود دارد. همان ابتدای متن و در بند¬های نخستین، نویسنده اثر به معرفی گشتاسب و همراهانش و ارجاسب و خیونان می¬پردازد و شناختی بایسته و شایسته از چند و چون قصه به مخاطب ارائه می¬دهد، پس از آن دیالوگ¬ها و مونولوگ¬ها آغاز می¬شود و در طول نمایشنامه همواره به خوبی با شخصیت¬پردازی¬ها، توصیف صحنه¬ها و صحنه نبرد¬ها و بیان ریزه¬کاری¬ها و جزئیات حرکات دست و پا و حالات و تُن صدای شخصیت¬ها روبه روهستیم؛ آنچه از یک نمایشنامه انتظار می¬رود:

نمونه¬هایی از توصیف حالات و حرکات شخصیت¬ها در متن:
_و اندر شوند و به گشتاسب شاه نماز برند و نامه دهند.
_ ابراهیم دیوان مهست بر پای ایستد و نامه به بلند بخواند.
_ پس آن تهم سپاهبد نیو، زریر بیند که چون گشتاسب شاه نهیک (: به اندیشه فرو رفت) شد، زود اندرون اندر رود.
_ ابراهیم دبیران مهست نامه را مهر کند و بیدرفش جادو و نامخواست هزاران نامه را بپذیرند و به گشتاسب شاه نماز برند و روند.
_ و از نهان از پسش فراز رود و زریر را از زیر کمربند و از بر کُستی به پشت بزند و به دل بگذارد و به زمین (هون¬ها، هیاطله) در دوره گشتاسپ، شاه دوره کیانی ایرانیان و ارجاسب، شاه خیون¬ها.
اصل این منظومه به زبان پارتی بوده است ولی آنچه به دست ما رسیده است به زبان پهلوی جنوبی است. همانطور که می¬دانید ایرانیان نخست پایبند به سنت شفاهی بوده¬اند و اصرار چندانی برای مکتوب کردن چنین حماسه¬هایی نداشته¬اند تا اینکه در زمان ساسانیان شاید به آن رنگ و بویی دینی و مزدیسنی داده¬اند و به وسیله موبدان نوشته شده است. این شاهنامه گشتاسبی داستان باورمند شدن گشتاسب به آیین مزدیسنی¬ست و مخالفت خیونان با این امر که سبب پیدایش نبردی سخت بین این دو می¬شود. گشتاسب از باور خود دست نمی¬کشد و در نبرد، ۲۳ تن از برادران و پسرانش از جمله زریر به دست خیونان کشته می¬شوند. به خونخواهی زریر پسرش بستور که خردسال و برناست بر¬می¬خیزد و قاتل پدرش، بیدرفش جادور را می¬کشد و زمینه پیروزی سپاه گشتاسب را فراهم می¬کند و سپاه گشتاسب به یاری اسفندیار (پسر گشتاسب) به پیروزی می¬رسد.
پس از باورمند شدن گشتاسب به آیین مزدیسنی، دو فرسته از سوی خیونان به دربار گشتاسب آمد به نام-های بیدرفش جادو و نامخواست هزاران و پیغام آوردند که اگر این دین را رها نکنید با شما نبرد سختی کنیم و دشواری¬های بسیاری بر شما پدید آید ولی گشتاسب از باور خود دست نکشید.
در پشتیبانی گشتاسب از دین مزدیسنی همین بس که در بخشی از منظومه، گشتاسب گوید: «که اگر همه فرزند و برادر و ویسپورگانِ (شاهزادگان) من، کی گشتاسب شاه و نیز آن خواهر سیمتن و زن که از پسر تا دختر سی تن زاده است همه بمیرند هر آینه من این دین ویژه مزدیسنان را چنانکه از هرمزد پذیرفته¬ام از دست بنهلم.»

سخن: یادگار زریران منظومه¬ای آیینی و پهلوانی¬ست، درباره این دو ویژگی بیشتر توضیح دهید؟
یادگار زریران تنها متن حماسی و میهن پرستانه¬ای¬ست که از روزگار کهن به دست ما رسیده است که دارای بن مایه¬های پهلوانی و حماسی است و نمودار رفتارهای پهلوانی در برابر ستیزه¬جویی خیونان و نیز پشتیبانی جوانمردان و پهلوانان از کیش و آیین مزدیسنی¬ست. نویسنده در این منظومه به شرح دلاوری¬ها و جنگجویی¬های زریر و بستور و اسفندیار در سپاه گشتاسب پرداخته و منظومه¬ای حماسی و پهلوانی خلق کرده است ولی با مطالعه آثار مورخان درمی¬یابیم که علاوه بر یادگار زریران و جدای از خدای¬نامه آثار حماسی دیگری نیز بوده¬اند که شوربختانه به دست ما نرسیده¬اند اما در کتب عربی و فارسی نام آنها باقی مانده است. درتوصیفات یادگار زریران، با خصوصیات و صفات پهلوانی و اغراق آمیز برای شخصیت¬ها روبه رو هستیم. آنجا که درباره زریر چنین گفته می¬شود:
_«و آن تهم سپاهبد نیو، زریر، کارزار آنگونه نیک کند چنان که آذر ایزد اندر نیستان افتد و بادش نیز یار بود. چون شمشیر فراز زند ده و چون باز کشد دهی خیون اوژند (کشد)، چون گشنه و تشنه شود خون خیون بیند شاد بود (شود).»
و نیز ارجاسب شاه، زریر را چنین وصف می¬کند:
_« که اگر تا شب زریر زنده ماند پس دیرزمانی نبوَد که از ما خیونان هیچ زنده بنپاید.»
در جای دیگر با توصیف اینچنینی از بیدرفش جادو روبه رو می¬شویم که:
_« و از نهان از پسش فراز رود و زریر را از زیر کمربند و از بر کُستی به پشت بزند و به دل بگذارد و به زمین افکند و پس بنشیند آن آوای پرش کمانان و بانگ نیو مردان.»
همچنین در وصف بستور پسر زریر که خردسالی ده ساله بیش نیست چنین آورده می¬شود:
_«پس بستور اسب فراز هلد و دشمن اوژند و کارزار آنگون نیو کند چنانکه زریر ایران سپاهبد کرد.»
_« بیدرفش ژوبین اندازد و بستور به دست فراز پذیرد.»
_ «بستور ژوبین از دست بیفکند، و از کنتیر خویش تیری ستاند و بیدرفش را به دل زند به پشت گذارد و به زمین افکند.»
_ «خود بر باره زریر نشیند و باره خود به دست فراز پذیرد و اسب فراز هلد و دشمن اوژند تا به آنجای رسد که گرامی کرد، پسر جاماسب درفش پیروزان به دندان دارد و با دو دست کارزار کند.»

سخن: این کتاب که در مسیر روایت از منولوگ تا دیالوگ وجه¬های نمایشی پیدا می¬کند را چگونه بررسی می¬کنید؟
موسوی: یکی از شگردهای ادبیات داستانی و هنرهای نمایشی مونولوگ یا تک¬گویی¬ست. یعنی راوی خطاب به خود یا بینندگان و شنوندگان، شعر، خطابه، داستان یا درددلی را بیان می¬کند.اگر مخاطب راوی، خواننده اثر باشد آن را مونولوگ یا تک گویی ساده می¬نامند. در نمایشنامه یادگار زریران، راوی در بند¬های نخستین با تک¬گویی ساده به شرح داستان می¬پردازد و سپس از مونولوگ به دیالوگ می¬رسد:
_این را یادگار زریران خوانند، بدانگاه نوشته شد که گشتاسب شاه با پسران، برادران، واسپوهران و همالان خویش این دین ویژه ی مزدیسنان را از هرمزد پذیرفت…( نمونه ای از تک گویی ساده در بند-های نخستین منظومه)
از بند ۵ به بعد نیز دیالوگ¬های گوناگون میان شاه گشتاسب و جاماسب حکیم، زریر و گشتاسب شاه، پادخسرو، فرشاورد و اسفندیار، ارجاسب شاه خیونان و بیدرفش جادو، بستور و شاه گشتاسب و یل اسفندیار و ارجاسب خیونان خدای می¬بینیم.
داستان با مونولوگی ساده آغاز و با دیالوگی بین یل اسفندیار و ارجاسب خیونان خدای به انجام می¬رسد، آنجا که یل اسفندیار، ارجاسب خیونان خدای را گیرد ازش دستی و پایی و گوشی برد و ازش چشمی به آتش سوزد و او را به خر دم بریده¬ای به شهر خویش فرستد و گوید:
_ شوا و گوی که چه دیدی از دست من یل اسفندیار که خیونان نیز دانند که چه بود به روز فروردین اندر اژدها رزم گشتاسبان.

سخن: شخصیت پردازی¬های این کتاب رویکردی چندوجهی از کارکردهای رفتارشناسی دارند بگویید درباره این رویکرد؟
موسوی: در یادگار زریران، شخصیت پردازی¬ها گاه به صورت مستقیم به وسیله راوی صورت می-گیرد یعنی نویسنده صریحاً از طریق راوی یا شخصیت دیگری به مخاطب می¬گوید که آن شخصیت چه ویژگی¬هایی دارد.مثلاً شخصیت بیدرفش جادو و نام خواست هزاران توسط جاماسب بدین گونه پرداخته می¬شود:
_ از ارجاسب خیونان خدای دو فرسته آمد که اندر همه شهر خیونان از ایشان هژیرتر (خوب چهرتر، نژاده¬تر) نیست.
و یا شخصیت زریر به وسیله راوی بدین شکل توصیف می¬شود که به نوعی دارای ویژگی¬های کهن الگوی قهرمانی ست:
_ و آن تهم سپاهبد نیو، زریر، کارزار آنگونه نیک کند چنان که آذر ایزد اندر نیستان افتد و بادش نیز یار بود. چون شمشیر فراز زند ده و چون باز کشد دهی خیون اوژند (کشد)، چون گشنه و تشنه شود خون خیون بیند شاد بود (شود).
یا شخصیت پردازی جاماسب به وسیله گشناسب شاه چنین پرداخته می¬شود که دربردانده ویژگی¬های کهن الگوی عاقل است:
_ من دانم که تو جاماسب دانا و بینا و شناسایی! این نیز دانی که چون ده روز باران آید، چند سرشک بر زمین آید و چند سرشک ابَر سرشک آید! و نیز این دانی که گیاهان چون بشکفند، گل کدام روز بشکفد؟ و آن کدام شب و آن کدام فردا؟ و نیز این دانی که کدام هوا آب دارد و کدام ندارد؟ این نیز دانی که فردا روز چه شود اندر آن اژدها رزم گشتاسبی! از پسران و برادران من کی گشتاسب که زیَد و که میرد؟
بدینگونه در یادگاررزریران شخصیت¬های مختلف ساخته و پرداخته می¬شوند والبته گاهی هم از طریق اتفاقات و اعمال و حرکات مختلف در خلال داستان شخصیت¬ها آشکار می¬شوند. پس در متن، با دو نوع شخصیت پردازی مستقیم یا صریح و شخصیت پردازی غیرمستقیم یا ضمنی روبه رو هستیم.
اگر بخواهیم به رفتارشناسی شخصیت¬های یادگار زریران بپردازیم باید گفت از آنجا که در رخدادهای اجتماعی، رفتار فرد به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه تحت تأثیر دیگران قرار می¬گیرد، پس در وضعیت-های خاص افراد با توجه به خرد جمعی و تلقین¬پذیری از دیگران دست به اعمالی می¬زنند. در یادگار زریران هم به همین صورت است. هنگامی که خیونان بر علیه ایرانیان اعلام جنگ می¬کنند و جاماسب حکیم پیشگویی می¬کند که از برادران و پسران کی گشتاسب ۲۳ تن میرند، و کی گشتاسب خشمگین می-شود و از تخت برمی¬خیزد، ابتدا زریر احساس مسئولیت می¬کند که: اگر شما بغان سهید (پسندید) از این خاک برخیزید و باز به کیگاه نشینید چه من فردا شوم و با نیروی خویش خیون ۱۵ بیور اوژنم (کشم). پس شخصیت¬ها در عمل و کنش همرنگ جماعت می¬شوند و یکی پس از دیگری چنین سخنی خطاب به کی گشتاسب بر زبان می¬آورند. اما پس از کشته شدن زریر به دست بیدرفش جادو، زمانی که کی گشتاسب می¬پرسد از میان شما چه کسی به کین و خونخواهی زریرمی¬رود؟ کسی پاسخ نمی¬دهد و همه سکوت می¬کنند. جز کودک ده ساله زریر، بستور! در این بخش داستان، شخصیت¬ها در انفعال و عدم کنش همرنگ جماعت می¬شوند و تنها بستور ده ساله به خونخواهی پدرش زریر برمی¬خیزد و در نهایت پس از کشته شدن بیدرفش جادو به دست بستور، گرامی¬کرد پسر جاماسب و اسفندیار پسر گشتاسب، ایرانیان را در جنگ با دشمن به پیروزی می¬رسانند.

سخن: نوع روایت این کتاب پهلو می¬زند به روایت¬های یشت¬ها درباره تاریخ فرهنگ ایران، دراین باره چگونه می¬اندیشید؟
همانگونه که می¬دانید از طریق بررسی بندهای گوناگون متون کهن به ویژه یشت¬ها می¬توان به شناخت و معرفی شاهان کوی، اعمال پهلوانی، ویژگی¬ها و سرنوشت آنها پرداخت و نیز از طریق گاهان و یشت¬ها می¬توان به بررسی ویژگی¬های شخصیت¬های سلسله کیانیان پرداخت. مشابه کاری که آرتور کریستن سن انجام داد. مثلاً با بررسی فروردین یشت و مقایسه با دیگر متون اوستایی می¬توان به بررسی اعتقادات و مذهب شاهان کیانی پیش از آیین مزدیسنی پرداخت. داستان یادگار زریران که خود بن مایه-ای کاملاً تاریخی داشته و به بازگویی روایتی درباره جنگ ایرانیان و خیونان به خداوندگاری گشتاسب و ارجاسب می¬پردازد و دربردارنده دانسته¬های مفیدی پیرامون کیانیان، مذهب آنها و پشتیبانی پهلوانانه-شان از آیین مزدیسنی و دشمنی خیونان با دین¬بهی است و در واقع هر دو درروایت دربردارنده اطلاعات مفیدی درباره تاریخ فرهنگ ایران¬اند.

 

در شماره ی ۳۵ ماهنامه فرهنگی ادبی سخن (شهریور ۹۸)