فعل در گویش دالینی

فعل در گویش دالینی

دریافت این مقاله بصورت PDF

مشاهده این مقاله در سایت فصلنامه

چکیده

گویش دالینی یکی از گویش­های جنوب غربی ایران است که امروزه گویش رایج مردم در روستای دالین می­باشد. این روستا در استان فارس، حدفاصل شیراز و اردکان قرار­دارد.گویش دالینی زیر­شاخه گویش اردکانی است که جزء شاخهٔ ایرانی نو غربی است. این مقاله به بررسی ساختار فعل در گویش دالینی می­پردازد. مواد زبانی این تحقیق در تابستان 1391 از میان مردم این روستا و به خصوص خاندان رئیسی و اسدی دالینی جمع­آوری شده­است. در این مقاله مباحثی مانند ساخت ماده­های ماضی و مضارع، ساخت مصدر و صفت مفعولی، ادات فعلی، انواع فعل از­­ نظر وجه، زمان و نمود و ساخت فعل مجهول ارائه­شده­اند. فعل درگویش دالینی با  فعل در فارسی معیار در بسیاری از موارد  فرق­­ دارد. از­جمله در چگونگی ساختن زمان­های مختلف فعل، صرف فعل­ها، چسبیدن شناسه­ها به فعل، افعال کمکی و موارد دیگر که همه به تفصیل در مقالهٔ زیر آمده­است. قسمت­های عمدهٔ گویش­های استان فارس و بوشهر به گروه زبان­های جنوب غربی ایران تعلق­دارند. در برخی از این گویش­ها، ویژگی مهمی از جمله ساخت ارگاتیو که از لحاظ تاریخی، ادامهٔ صورت تحول­یافتهٔ ساخت مجهول دوره باستان است، در افعال ماضی متعدی در تقابل با افعال لازم  ماضی که خود بازمانده زبان فارسی میانه است، به جای مانده­است. افعال ماضی  متعدی دالینی، همچون زبان پهلوی، به کمک عامل و ماده ماضی ساخته می­شود. عامل همیشه پیش از ماده ماضی می­آید و می­تواند اسم (مفرد یا جمع) یا  ضمایر شخصی متصل یا ضمایر منفصل غیر­صریح یا غیر­فاعلی باشد؛ آنچه به  فارسی امروزی نرسیده­است. شباهت فعل در گویش دالینی با فارسی معیار در موارد اندک و انگشت شماری­ست که این موضوع گویش دالینی را گویشی خاص و درخور­توجه می­سازد. در گویش دالینی برای ساختن وجه­ها و زمانهای مختلف قواعد خاصی وجود دارد که حتی برای برخی افعال خاص نیز با استثناءهایی روبه­رو می­شویم که نشان دهندهٔ ظرافت این گویش و دقت در ساخت فعل­هاست.

کلیدواژه: گویش دالینی، فعل، ساخت فعل، ماده ماضی، پیشوند، پسوند.

keywords: Dalini dialect, verb, verb construction, the past, prefix, suffix.

 

 

مقدمه

گویش دالینی از گویش­های جنوب غربی ایران است. «این روستا در استان فارس، حد­فاصل شیراز و اردکان در شهرستان سپیدان(بخش همایجان)، در دهستان همایجان  قرار­دارد و جمعیت آن 2269 نفر می­باشد». (تعداد خانوار،جمعیت و آبادی در شهرستان سپیدان،انتشارات استانداری فارس 1385) «دهی است ازدهستان همایجان، بخش اردکان شهرستان شیراز، واقع در24هزار گزی جنوب خاور اردکان.کنار شوسه شیراز به اردکان». (دهخدا،لغت­نامه، زیر عنوان دالین) «جلگه است و سردسیر و مالاریایی. آب آن از شش­پیر است و محصول آنجا غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت است».(رزم­آرا، 1330: ج7) گویش دالینی زیرشاخهٔ گویش اردکانی است که از گویش­های جنوب غربی ایران است.  روستاهای اردکان فارس، دالین، خُلّار، ابنو، شول، سنگر، چشمه اسپید و خوشمکان به گویش اردکانی سخن می­گویند. گویش­های متعلق به جنوب غرب ایران شامل گویش‌های فارس، گویش‌های لری و گویش سیوندی، مجموعهٔ نسبتاً همگنی را تشکیل می‌دهند و بجز گویش سیوندی، با زبان فارسی در یک گروه گویشی قرار­دارند (لُکوک، 1387:  563). از گویش‌های فارس برای نمونه می‌توان به بورِنجانی، ماسرمی، سُمغانی، پاپونی، اردکانی، کلاتی، خُلاری و دوانی  اشاره کرد (همانجا). دربارهٔ برخی از گویش‌های فارس از جمله گویش اردکانی تحقیقاتی صورت گرفته است، اما گویش دالینی که در شمار گویش‌های منطقهٔ اردکان قرار می‌گیرد، هنوز به درستی شناخته نشده و تا کنون پژوهشی برای مستندسازی این گویش و بررسی زبان شناختی آن انجام نگرفته­است. گویش دالینی جزء شاخه ی ایرانی میانهٔ نو غربی است.  در مورد گویش دالینی تنها پژوهش صورت گرفته پایان­نامهٔ کارشناسی­ارشد نگارنده با عنوان «بررسی زبان­شناختی گویش دالینی» بوده­است. مواد زبانی این تحقیق در تابستان 1391 از میان گروهی از مردم روستای دالین و از طریق تحقیقات میدانی فراهم شده­است. مواد زبانی این تحقیق مجموعهٔ لالایی­ها، شعر­ها، قصه ها و گفتگوهای پراکنده­ای بوده است که از طریق گفتگو با  مرحومه گلستان رئیسی دالینی84 ساله و مرحومه درخشنده رئیسی دالینی 85 ساله، جهان­بس اسدی دالینی55  ساله و سکینه رئیسی دالینی 50 ساله و اهالی این روستا ضبط و گردآوری شده­است. اما در مورد دیگر گویش­ها تحقیقاتی صورت گرفته­است، همچون « واژه­نامه گویش اردکانی»( امیری اردکانی، 1381)، « بررسی تطبیقی و تاریخی ساخت فعل ارگاتیو در گویش­های اردکانی، دشتی، دشتکی، کلیمیان یزد و لاری»(حاجیانی،1388)، « بررسی توصیفی، تطبیقی و ریشه­شناختی گویش دشتی»( حاجیانی،1381)، « بررسی آواشناسی و مباحث دستوری  گویش لارستان » ( معتمدیان، 1385).

 

1– مادهٔ فعل

     در گویش دالینی، فعل بر پایهٔ ماده مضارع و مادهٔ ماضی ساخته می­شود. مادهٔ مضارع برای ساخت زمان مضارع (اخباری و التزامی) و امر به­کار­می­رود. مادهٔ ماضی برای ساخت زمان­های ماضی (ساده و استمراری)، ماضی متعدی، ماضی نقلی و ماضی بعید به­کار­می­رود. معمولاً ستاک­های ماضی را به دو دسته منظم و نا­منظم تقسیم می­کنند، منظم آنهایی است که تغییر آوایی در آنها اتفاق نیفتاده و اگر با افزودن تکواژ ماضی تغییر آوایی اتفاق افتاده­باشد به آنها ستاک نامنظم می­گویند.برای ساخت ماضی، برخی بازماندهٔ صفت مفعولی باستانی هستند که ta  باستانی در پایان آنها به صورت t, d, s  دیده می‌شود. مانند:

مصدر ماده مضارع ماده ماضی
خریدن seydan seyd

 

ستاک­های ماضی که تحولات آوایی در آنها اتفاق افتاده­است:

مصدر ماده مضارع ماده ماضی
آمدن andan ā amey
شدن vābesan vābī

 

1-1 مادهٔ ماضی جعلی با افزودن پسوند /ā/ī/es به بن مضارع ساخته می­شود.

فارسی بن مضارع بن مضارع جعلی
ایستاد veys veys-ā
توانست šᾱ a:sš
کشید kaš kaš-ī

 

2-1 پسوند سببی­ساز در گویش دالینی –on (فارسی میانه:en-) و -ūn است که به مادهٔ  مضارع افزوده می­شود.

همچنین ستاک ماضی این افعال با افزودن d ساخته می­شود.

فارسی ماضی سببی ماده مضارع غیرسببی مضارع سببی
خواباند xow-on-d xow- xow-ūn
ترساند

 

ters-on-d   ters-    ters-ūn

 

2– مصدر

پسوند مصدرساز در گویش دالینی –an (فارسی میانه:-an) است که به مادهٔ ماضی افزوده می­شود.

خریدن seyd-an توانستن ša:san

 

3-صفت مفعولی گذشته و صفت فاعلی گذشته

صفت مفعولی گذشته از فعل متعدی و صفت فاعلی گذشته از فعل لازم و پسوند a- ساخته می­شود.

ایستاده veysīd-a خوابیده xoft-a
نشسته šas-a آمده anded-a

 

من دیدم که او نشسته و مرا نگاه می­کند seyl mo mīkond.                         . mom dī em ša:sa

از صفت مفعولی گذشته و صفت فاعلی گذشته در ساختن ماضی نقلی استمراری، ماضی بعید، ماضی بعید نقلی و فعل مجهول استفاده می­شود.

 

4– وندهای تصریفی

وند تكواژیست كه معنی مستقل ندارد و در ساخت واژه یا صرف آن به­كار­می‌رود (وند صرفی واژه نمی‌سازد بلكه شكل صرفی واژه را تغییر­می‌دهد. وندی را كه در ساخت واژه به كار می‌رود وند اشتقاقی و وندی را كه شكل صرفی واژه را تغییر می‌دهد، وند صرفی می‌نامند).

پیشوند: پیشوند تکواژ وابسته ایست که به آغاز واژه­ای می­چسبد و معنای واژه را تغییر­می­دهد.

1-4 پیشوند وجه:  bī پیشوند وجه التزامی و امری است که قبل از مادهٔ فعلی می­آيد و بسته به واج آغازین  مادهٔ مضارع یا مصوّت هجای آغازین مادهٔ  مضارع به گونه­های زیر در­می­آیند. یعنی در حقیقت با مصوّت نخست مادهٔ فعل همگون می­شود.

2-4 چنانچه مادهٔ مضارع با صامت آغاز شود و اولین مصوّت ماده ū باشد برای همگونی با o پیشوند وجه به صورت o وگاهی –bo/-bū  ظاهر می­شود.

مصدر مادهٔ مضارع امر مضارع التزامی
فارسی ستدن ستان بستان بستانند
گویش دالینی seydan o-sū o-sūn
فارسی رفتن رو برو برود
گویش دالینی eštan šū bū-šū būšūd

 

خودش می­خواست به دالین برود. xoš mīyas būšūd a dālīn.

 

3-4 چنانچه مادهٔ مضارع با صامت آغاز شود و پس از آن مصوت ī باشد  bī ظاهر می­شود.

مصدر           ماده مضارع امر مضارع التزامی
فارسی نشستن نشین بنشین بنشیند
گویش دالینی ša:san šīn ošīn bī-šīnd

 

او نمی تواند سر جایش بنشیند.   eš nīmīšā bīšīnd a sar jāš .

 

4-4 چنانچه مادهٔ مضارع با صامت آغاز شود و پس از آن مصوت ā باشد bo ظاهر می­شود.

مصدر ماده مضارع امر مضارع التزامی
فارسی خاراندن خار بخاران بخارانم
گویش دالینی xārond-an xār bo-xāran bo-xāranam

 

استثناء: بردن

  مصدر ماده مضارع امر  مضارع التزامی
فارسی بردن بَر ببر ببرم
گویش دالینی bordan bar berb berbem

 

5-4 چنانچه مادهٔ مضارع با مصوت  ā/a آغاز شودbī  ظاهر­می­شود و صامت میانجی y نیز بین فعل و ماده مضارع می­آید.

مصدر ماده مضارع امر مضارع التزامی
فارسی آمدن آی بیا بیاییم
گویش دالینی andan ā   bīya bī-yeym

 

می خواهیم زودتر بیاییم. mū mīyā zeltar bī-yeym.

 

5-پیشوند (استمرار)

1-5 نشانهٔ استمرار –mī (فارسی: می) می­باشد که در فعل ماضی استمراری و مضارع اخباری قبل از مادهٔ فعل می­آید و در برخی افعال نیز افزوده شدن شناسه­ها به اول فعل از نشانه­های استمرار است:

2-5 چنانچه مادهٔ فعل با مصوت  o/a/ū یا ā  آغاز شود هنگام اتصال mī- به مادهٔ فعل معمولًا صامت میانجی y ظاهر­می­شود.

مصدر ماده فعل
فارسی آمدن آی می آمد
گویش دالینی and-an ā mī-yamey

 

 

اگر خودش می­آمد بهتر بود.                                                      a xoš mī-yamey bextar bī.

 

3-5 چنانچه مادهٔ فعل با مصوّت e آغاز شود هنگام اتصال –mī به مادهٔ فعل، گاه این مصوّت حذف می­شود و صورت میانجی ظاهر نمی­شود.

  مصدر ماده فعل
فارسی انداختن انداز می اندازم
گویش دالینی endāt-an endāz mī-ndāzem

 

خودم لباس بلندت را روی بند می­اندازم.xom ϒabā-ta mī-ndāzem a rī band.

 

4-5 چنانچه مادهٔ فعل با صامت آغاز شود به جز چند استثناء هنگام اتصال -mī تغییرات آوایی ایجاد­­می­شود.

 

 

مصدر ماده فعل
فارسی رفتن رو می­روم
گویش دالینی eštan šo mī-šem

 

چه می­کنی؟        ?                                                    mī-ne  čī

 

6– پیشوند نفی

1-6 در گویش دالینی نشانهٔ نهی جزء پیشین –na و نشانهٔ نفی جزء پیشین  –maمی­باشد که به شکل زیر ساخته­می­شود.

نگذاشت فعل منفی àبن ماضی+ na+ شناسه eš-na:lešt
نرو فعل نهی àبن مضارعma+ ma-šo

 

نگذاشت هیچ کس به بیرون برود. eš-na:lešt hīška būšūd a dar.

2-6 چنانچه مادهٔ مضارع با مصوّت آغاز شود در برخی اوقات بین  –na/ma  و مادهٔ مضارع صامت میانجی y ظاهر می­شود.

مصدر ماده فعل
فارسی آوردن آور نیاور
گویش دالینی āvordan ār ma-yār

 

آن را پس نیاور.                                                                       ma-yār-š a pas.

 

7– (شناسه های فعلی)

1-7 شناسه­های فعلی در گویش دالینی

اول شخص مفرد _ِ م em –
دوم شخص مفرد – ی
سوم شخص مفرد – د
اول شخص جمع – یم -īm
دوم شخص جمع – ید -īd
سوم شخص جمع – َند -en

 

2-7 فعل سوم شخص مفرد در زمان ماضی ساده، شناسه ندارد به­عبارت­دیگر این فعل همان مادهٔ ماضی است.

مثلاً زمان ماضی سادهٔ فعل نشستن: a:sanš

نشستم a:s-emš نشستیم ša:sīm
نشستی a:s-īš نشستید a:sīdš
نشست a:s-š نشستند a:senš

 

روی زمین نشست و گریه­کردن را شروع­کرد.a:s a rī gel o bonā-š ke a gīra.                    š

 

8– زمان­های فعل

در گویش دالینی فعل از نظر زمان و وجه دارای انواع  زیر می­باشد: مضارع اخباری، مضارع التزامی، امری، مضارع در جریان، ماضی ساده، ماضی استمراری، ماضی نقلی، ماضی نقلی استمراری، ماضی بعید، ماضی التزامی و آینده. در این گویش، ماضی بعید التزامی و ماضی ابعد وجود­­ندارد.

 

1-8-  مضارع اخباری

فعل مضارع اخباری از وند  –mī و مادهٔ مضارع و شناسه­های فعلی ساخته می­شود.

رفتن: eštan/ مادهٔ مضارع: oš

می­روم mīšem می­رویم mīšem
می­روی mīše می­روید mīšīd
می­رود mīšūt می­روند mīšen

 

من به دنبالش میروم.  mo mīšem a dīmeš.

مضارع اخباری فعل خوردن:  xordan

می­خورم merx-em می­خوریم merx-īm
می­خوری merx-emī می­خورید merx-īd
می­خورد mīxord می­خورند merx-en

 

آن­ها فقط می­آیند و می­خورند و می­روند.   onᾱālo faghat mīyen o merx-en o mīšen.

2-8-  مضارع التزامی

فعل مضارع التزامی از جزء پیشین –be و گونه­های آن  /bo/be/bū  ومادهٔ مضارع و شناسه­های فعلی ساخته می­شود.

مادهٔ مضارع: šo

بروم be-šem
بروی be-še
برود bū-šūt(d)
برویم be-šem
بروید be-šīd
بروند be-šen

 

از خدا می­خواهم که بروند.     a xodᾱ-m mīyᾱ be-šen.

مضارع التزامی فعل خریدن: seydan

در گویش دالینی صرف فعل seydan در مضارع التزامی به شکل زیر است که بجای be جزء پیشین o افزوده می­شود.

بخرم osonem
بخری osone
بخرد ndūbū-s

 

چه چیزی می­خواهی بخری؟ čī-t mīyᾱā osone?

3-8- امر

فعل امر از جزء پیشین be و گونه­های آن bū/boī و گاهی o به همراه مادهٔ مضارع و به ندرت مادهٔ ماضی فعل ساخته می­شود.

برو bo-šo
بنشین o-šī

 

شب است، برو و بخواب. šow nak bo-šo  bo-xoft.

4-8- مضارع در جریان

در دالینی ساخت مضارع در جریان به صورت زیر می­باشد: اسمی که از فعل ساخته می­شود به همراه فعلِ کمکیِ کردن که فعل کردن تنها در سوم شخص مفرد به صورت kardan می آید و در صیغه­های دیگر به­صورت ­زیر می­آید.

(گریه­کردن)

دارم گریه می­کنم gīra mīnem
داری گریه می­کنی gīra mīne
دارد گریه می­کند gīra mīkond
داریم گریه می­کنیم gīra meynem
دارید گریه می­کنید gīra meynīd
دارند گریه می­کنند gīra mīnen

 

رفته اند توی حیاط و دارند گریه می­کنند.eštesan  a tū  owšᾱ gīra mīnen.

5 -8- ماضی ساده

در گویش دالینی، ساخت ماضی افعال متعدی، همچون زبان  پهلوی است، آنچه که امروزه در زبان فارسی باقی نمانده­است. ماضی افعال متعدی دالینی، به کمک عامل و مادهٔ ماضی ساخته می­شود. عامل همیشه پیش از ماده ماضی می­آید و می­تواند اسم (مفرد یا جمع) یا  ضمایر شخصی متصل یا ضمایر منفصل غیر­صریح یا غیر­فاعلی به­عنوان عامل بیاید. در گویش­های اردکانی  و دشتی، دشتکی ، کلیمیان همهٔ یزد و لاری که از گویش های جنوب غربی ایران هستند، کاربرد این ساخت را به صورت گسترده می­بینیم و این گویش­ها جزو گروه ارگاتیو کامل مطلق هستند. «ارگاتیو اصطلاحی است  که در زبان­شناسی نوین و به ویژه در رده­شناسی زبان به­کار می­رود و آن از یک فعل یونانی به معنی سبب شدن، به وقوع رسانیدن، خلق کردن گرفته شده­است. این ویژگی حالتی ست دستوری که ویژه فاعل فعل متعدی ست و معمولاً ویژهٔ زبان هایی ست که قدیمی­ترند و کمتر دستخوش تغییرات و دگرگونی­های زبانی شده­اند و به­عبارتی محافظه کارترند و به صورت­های  باستانی خود گرایش دارند. ارگاتیو در زبان­هایی مانند سومری باستان، تبتی، برمه ای، بوروشاسکی، اسکیمو، باسک و برخی از زبان­های استرالیایی، قفقازی، هندی و ایرانی، به جز زبان­های آفریقایی، نمونه ای از این ساخت دستوری یافت شده­است.»( حاجیانی، 1388: 21). در تحول از ایرانی باستان، به ایرانی میانه، فعل­های ماضی مطلق و ماضی استمراری از زبان­های ایرانی غربی خارج شد و لیکن کاربرد صفت مفعولی گذشته جایگزین دو ساخت دیگر شد، اما با توجه به لازم و متعدی بودن افعال دو نوع فعل ماضی پدید­آمد: فعل ماضی لازم و فعل ماضی متعدی. فعل ماضی سادهٔ  متعدی دالینی از مادهٔ ماضی فعل و شناسهٔ فعلی(عامل) ساخته می­شود.

ماضی ساده فعل بردنbordan :

بردم om bo
بردی et bo
برد eš bo
بردیم mū bo
بردید tū bo
بردند  Šū bo

 

هر چه توانستیم بردیم.  harčī mū ša:s mū bo.

6-8- ماضی استمراری

فعل ماضی استمراری از ترکیب شناسه(عامل) و وند -mī  و مادهٔ ماضی ساخته می­شود.

ماضی استمراری فعل  نهادن:  nᾱhᾱd-an

می­نهادم(می گذاشتم) om-mī-nᾱhᾱ
می­نهادی et-mī-nāhā
می­نهاد eš-mī-nāhā
می­نهادیم mū-mī-nāhā

 

هر روز صبح زود، غذایمان را روی اجاق می­نهادیم.(کنایه از آماده کردن و پختن)

har rū sob ga  čīmūna mū-mī-nᾱhā čᾱla.

7-8- ماضی نقلی

در گویش دالینی ماضی نقلی از ترکیب شناسه(عامل) با ماضی ساده و اضافه شدن  aبه پایان آن ساخته می­شود.

ماضی نقلی فعل گذاشتن: nᾱhᾱd-an

 

گذاشته­ام om-nᾱhᾱd-a
گذاشته­اید tū-nᾱhᾱd-a
گذاشته­اند šū-nᾱhᾱd-a

 

 

کلید را روی رختخواب­ها گذاشته­ام.                                kīlīl om-nᾱhᾱd-a rī pūšanal.

اگر فعل مرکب باشد شناسه میان جزء اول و دوم فعل قرار­می­گیرد:

ماضی نقلی فعل اسباب­کشی­کردن/ بار­کردن: bᾱr kerdan

اسباب­کشی کرده­ام bᾱr-om kerd-a
اسباب­کشی کرده­اند bᾱr-šū  kerd-a

 

هر چه در امامزاده بود، بار­کرده­اند و برده­اند.

har čī tū omūmzᾱda bada bᾱr-šū kerda  šū-bord-a.

۸-8 – ماضی نقلی استمراری

فعل ماضی نقلی استمراری از جزء پیشین –mī و فعل ماضی نقلی ساخته می­شود.

در مثال زیر حرف میانجی y بین پیشوند mi و فعل ماضی نقلی آمده­است.

می­آمده­ام mī-yanded-em
می­آمده­ای mī-yanded-e

 

هر شب صد بار می­آمده، گریه می­کرده و می­رفته­است.

har šow sad volā mī-yanded-a gīra-š mīkerd-a mīšted-a.                        

۹- ۸- ماضی بعید

فعل ماضی بعید از صفت مفعولی گذشتهٔ فعل مورد نظر و ماضی سادهbiī و در برخی افعال ماضی گذشته   būdکه bos است ساخته­می­شود.

ماضی بعید فعل خواباندن: xowond-an

خوابانده بودم om xowond-a bī
خوابانده بودیم mū xowond-a bī
خوابانده بودید tū xowond-a bī

 

دخترک را خوابانده بودم و نشسته بودم. doftakū om-xowond-a bī om-ša:sa bī.

ساخت ماضی بعید برخی فعل­ها در گویش دالینی استثناء است و از صفت فاعلی همراه با صرف گذشته  būd که bos  است ساخته می­شود.

ماضی بعید فعل رفتن:  ešt-an

رفته بودم ešta bosem
رفته بودی ešta boseī
رفته بود ešta bū
رفته بودیم ešta bosem
رفته بودید ešta bosen
رفته بودند ešta bosen

 

تعدادی از آنها رفته بودند و تعدادی از آنها آمده بودند. ye boršū ešta bosen ye boršū anda bosen.

1۰-۸ – ماضی التزامی

فعل ماضی التزامی از صفت مفعولی گذشتهٔ فعل و bū ساخته می­شود.

ماضی جوشاندن:  ĵūšūnd-an

جوشانده باشم om-ĵūšūnd a- bū
جوشانده باشید tū-ĵūšūnda -bū
جوشانده باشند šū-ĵūšūnda- ben

 

اگر شیر را جوشانده باشند بهتر است. a šīr šū-ĵūšūnda-ben bextarenak.

1۱-۸ – فعل مجهول

فعل مجهول از صفت مفعولی و فعلvᾱbesa :: شده/ vᾱbī: شد/ābī: شد/ یا veymbū: می­شود، ساخته می­شود.

1-12- مجهول ماضی اخباری ساده: ازصفت مفعولی یا اسم و فعل: v bī: شد/ābī: شد، ساخته می­شود.    شکسته شد                                                                                                          xord ābī.

2-12- مجهول ماضی نقلی: از صفت مفعولی  یا اسم و فعل: vᾱābesa : شده­است.   گیج شده­است                                                    gījᾱl  vᾱbesa/ᾱbesa.

3-12- مجهول ماضی در جریان: (ازشدن: /veymbī/eymbī+ اسمdᾱšt + ).  داشت خفه می­شد.   dᾱšt xafa veymbī.

4-12- مجهول ماضی بعید: از ترکیب اسم و فعل (bī  ābesa: شده بود) ساخته می­شود.   پیر شده بود   pīr ābesa bī.

5-12- مجهول مضارع التزامی: از صفت مفعولی و فعل    vᾱbū/ᾱbūساخته­ می­شود. فروخته شود.     foroxta vᾱbū.

۸-۱۲ – آینده

در گویش دالینی برای ساخت زمان آینده از فعل کمکی mīyā: خواستن استفاده می­شود. یعنی شناسه +mīyā + فعل مضارع التزامی.

می­خواهم بخورم om mīyā  boxrem
می­خواهند آنرا ببرند. mīyā berbeneš  šū

 

گاهی نیز مضارع اخباری بر آینده دلالت می­کند:

فردا صبح می­روم . پس فردا بر­می­گردم.                                                       sabā sob mīšem. pas sabā vāmīgerdem

 

نتیجه­ گیری

ویژگی­های شاخص فعل را در گویش دالینی بدینگونه می­توان خلاصه کرد  1-بر خلاف فارسی که شناسه­های فعلی در  آخرفعل می­آید در گویش دالینی شناسه­ها در ابتدای فعل می­آیند. ۲-  قسمت­های عمدهٔ گویش­های استان فارس و بوشهر به گروه زبان­های جنوب غربی ایران تعلق دارند. در برخی از این گویش­ها، ویژگی مهمی از جمله ساخت ارگاتیو که از لحاظ تاریخی، ادامهٔ  صورت تحول یافتهٔ  ساخت مجهول دوره باستان است، در افعال ماضی متعدی در تقابل با افعال لازم  ماضی که خود بازماندهٔ زبان فارسی میانه است، به­جای مانده­است. افعال ماضی  متعدی دالینی، همچون زبان پهلوی، به کمک عامل و ماده ماضی ساخته می­شود. عامل همیشه پیش از ماده ماضی می­آید و می­تواند اسم (مفرد یا جمع) یا  ضمایر شخصی متصل یا ضمایر منفصل غیر­صریح یا غیر­فاعلی باشد آنچه به  فارسی امروزی نرسیده­است. ۳-  برخی فعل­ها با معنای واحد شکل­های متفاوتی  می­گیرند. مثلاً (xordan: خوردن) هم به­صورت (bexrem: بخورم) و هم به­صورت ( berxem: بخورم) به­کار می­روند. ۴- علامت نفی در دالینی میان شناسه و مادهٔ ماضی و مادهٔ مضارع  قرار می­گیرد.۵-  نشانهٔ استمرار ادات  mī می­باشد. ۶- برای ساخت آینده  از فعل کمکی ( mīyā: خواستن) استفاده می­شود که بعد از شناسه می­آید. ۷- ساخت ماضی نقلی استمراری از معدود مواردی ست که شاهد قرار گرفتن شناسه در میان دو جزء فعل مرکب هستیم (gīra-m mīkerda: گریه می­کردم). ۸-  ماضی نقلی با افزوده شدن a به پایان فعل ساخته می­شود. ۹- در ساخت امر گاهی کاربرد o به جای bū دیده می­شود که  جنبهٔ جالبی از ساخت فعل در این گویش است.(ošī: بنشین). ۱۰-  در ساخت افعال در این گویش گاهی با تغییرات خاصی مواجه می­شویم که تنها گویشوران قادر به انجام آن هستند و قابل پیش­بینی نیست. در ساخت فعل مضارع در جریان فعل کمکیِ کردن که در تمام صیغه­ها به­صورت (mīnem:می­کنم) ظاهر می­شود در صیغهٔ سوم شخص به شکل (mīkond: می­کند) ظاهر می­شود. ۱۱- در مجموع صرف فعل در گویش دالینی تفاوت­های بسیاری با صرف آن در فارسی دارد که مطالعهٔ  این گویش را برای ما مهم می­کند و گاه با تغییرات جالب و کاملاً خاص این گویش در صرف افعال مواجه می­شویم که برای هر علاقه­مندی در خور­توجه است. مثلاً (dāšta: داشتن) از افزودن ( bī: بود) به شناسه، تولید می­شود. مانند:(داشتم:om bī) که با فارسی کاملاً فرق دارد.

 

منابع

کتاب­ها

1 – ابوالقاسمی، محسن، (1367)، پنج گفتار در دستور تاریخی زبان فارسی، تهران، کتابسرای بابل.

2- ابوالقاسمی، محسن، (1375)، دستور تاریخی زبان فارسی، تهران، سمت.

3- پورریاحی، مسعود، (1376)، شناسایی گویش­های ایران2، چ ا، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور.

۴ – (1385)، تعداد خانوار،جمعیت و آبادی در شهرستان سپیدان، شیراز، انتشارات استانداری فارس .

۵- دهخدا، علی­اکبر، لغت­نامه، دانشگاه تهران، بی تا.

6- رزم آرا، حسینعلی،(۱۳۳۰ )، فرهنگ جغرافیایی ایران( استان هفتم فارس)، دایره جغرافیایی ستاد ارتش.

7- كلباسی، ایران، (١٣٨٠ )، ساخت اشتقاقی واژه در فارسی امروز، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی.

8- ناتل خانلری، پرویز، (1380)، دستور زبان فارسی، تهران، نشر توس.

9- هاجری، ضیاء الدین، (١٣٧۵)،  فرهنگ وندهای فارسی، تهران ، سمت.

 

مقالات

 

10- حاجیانی، فرخ، (1388)، «بررسی تطبیقی و تاریخی ساخت فعل ارگاتیو در گویش­های اردکانی، دشتی، دشتکی، کلیمیان یزد و لاری»، مجله آموزش مهارت­های زبان دانشگاه شیراز، دوره اول، شماره اول، صص 40-21.

۱۱-  کلباسی، ایران، (1367)، «ارگاتیو در زبان­ها و گویش­های ایران»، مجله زبانشناسی، 5(2)، 87- 70.

۱۲ – لوکوک، پیر، (1382)، «گویش­های جنوب غربی ایران»، راهنمای زبان­های ایرانی، ویراستار: ر.اشمیت، مترجمان آ.بختیاری و دیگران، ترجمهٔ فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ بیدی، تهران، ققنوس، 563-576.

۱۳ – نغزگوی کهن، مهرداد، (زمستان1389)، «افعال معین و نمایش نمود در زبان فارسی»، مجله ادب پژوهی ، شماره14، صفحات 93-110.