چرا از زبان فارسی میترسند؟

چرا از زبان فارسی می‌ترسند؟

از زبان فارسی می‌ترسند چون اگر همه‌ی مردم در کشورهای فارسی زبان، زبان فارسی بلد باشند، آنگاه شاهنامه می‌خوانند، مثنوی می‌خوانند، حافظ می‌خوانند، سعدی می‌خوانند، خیام می‌خوانند، عطار می‌خوانند، فروغ می‌خوانند، سیمین دانشور می‌خوانند و … پس کی و چگونه می‌توانند از فرهنگ و نویسندگان خودشان برای ما بت بسازند؟ زبان مشترک فارسی است که آواز شجریان را برای چندین ملت قابل فهم کرده است! نخست باید زبان فارسی را از ما بگیرند و نسلهای بعدی باید ترجمه غزلیات حافظ را به کردی و ترکی و عربی و ‌‌… بخوانند، تازه اگر ترجمه‌ی درخوری برای آنها​ باشد. تازه اگر در بین حجم گسترده‌ی آثار غربی، بشود ترجمه‌ای از مثنوی یا شاهنامه پیدا کرد!!!

از زبان فارسی می‌ترسند، چون باید با جدا کردن اقوام و از بین بردن نقطه‌ی وحدت آنان، همیشه میان‌شان جنگ قومیتی راه انداخت، اگر بین ما جنگ نباشد اینهمه اسلحه را به چه کسانی بفروشند؟؟؟ جنگ بر سر قره‌باغ نتیجه‌اش شد؟ فقط اسلحه‌هایی که روی دستشان مانده بود را به آذربایجان و ارمنستان فروختند!

از زبان فارسی و هویت ایرانی می‌ترسند چون یادآور تاریخ باشکوه و قدمت دیرینه ی نژاد ماست. یادآور هر چیزی که دارند بر سر دزدیدنش می‌جنگند؛ یکی چوگان را می‌دزدد، دیگری مولانا را، آن یکی افتخار می‌کند که بنابر تاریخ جعلی هرودوت، کوروش به دست آنان به قتل رسیده است! شمایی که حتی به کشته شدن کوروش بزرگ به دست خودتان افتخار می‌کنید و از هر راهی می‌خواهید خودتان را بزرگ نشان دهید ولو با فرضیه قتل کوروش٬ پس چرا از هویت ایرانی فرار می‌کنید و می‌خواهید خوارٙش کنید!

از زبان فارسی می‌ترسند چون همه را به خردورزی، میانه‌روی، دانش‌اندوزی، پاسداشت آب و خاک و طبیعت، شبانی چارپایان را کردن، اندیشه‌ی نیک، گفتار نیک و کردار نیک و شادی آفریدگان را فراهم کردن و … رهنمون می‌سازد. میترسند چون می‌خواهند فراموش کنیم که بودیم و چه می‌گفتیم! می‌خواهند بگویند ما یادتان دادیم فکر کنید! ما یادتان دادیم به حیوانات احترام بگذارید٬ ما یادتان دادیم به طبیعت آسیب نرسانید.‌.. شما چیزی نداشتید!

از فارسی می‌ترسند چون اگر خود را ایرانی بدانیم و زبان فارسی میراث مشترک همه‌ی ما باشد و اگر متون کهن ایرانی را بخوانیم، می‌فهمیم چه دزدی‌هایی که از ما نکرده‌اند، می‌فهمیم کمدی الهی دانته تحت تأثیر ارداویراف‌نامه پهلوی نوشته شده، می‌فهمیم مهر ایرانی را نمی‌توانند به نام خودشان تمام کنند، می‌فهمیم اولین جراحی مغز و پویانمایی
و پویانمایی و مهدکودک‌ها و منشور حقوق بشر و خیلی چیزها را نخست ما داشتیم.

از زبان فارسی می‌ترسند و حق دارند که بترسند چون اگر پارس و کرد و آذری و بلوچ و گیلکی و مازنی و عرب و تاجیک و افغانستانی و … یک نقطه‌ی مشترک داشته باشند دیگر نمی‌شود خوارشان داشت. آنها کشورکهای کوچک ضعیف می‌خواهند تا بتوانند ایسم هایشان را در اذهان پوچ و خالی دیگران تزریق کنند.

از زبان فارسی و هویت ایرانی می‌ترسند چون می‌خواهند ما را به کشورک های کوچک تقسیم کنند و آنگاه جعلی خطابمان کنند و بگویند جمهوری جعلی فلان و کشور نوپای بهمان. چون ریشه دواندن در تاریخ چندین هزار ساله خار چشمشان است.