گویش دالینی، گویشی کهن در استان فارس- راضیه موسوی

زبان ها و گویش ها به عنوان یکی از عناصر عمده فرهنگ‌ها و از سرمایه‌های انسانی به شمار می روند. در زمانه ای که شاهد نابودی سریع این سرمایه‌های ملی و انسانی هستیم و نگهداری آنها میسر نیست می بایست با گردآوری و نگارش ویژگی‌های آنها موجبات جلوگیری از نابودی کامل این میراث‌های فرهنگی را فراهم آوریم. علاوه بر آن زبان یا گویش، پدیده ای است که با انسان و زندگی او کاملاً مرتبط است به طوریکه شناخت علمی و توصیف آن مانند شناخت هر پدیده و واقعیت دیگری به شناخت انسان و جهان کمک می کند. همچنین گویش های محلی گنجینه‌های ارزشمندی از واژه ها و اصطلاحات هستند که هم باعث غنای زبان و گویش معیار می‌شود و هم در شناسایی گذشته زبان و سیر تحولات آن پژوهشگران را یاری خواهند کرد.
روستای دالین از روستاهای کهن ایران می باشد که در استان فارس حد فاصل شیراز و اردکان، در شهرستان سپیدان( بخش همایجان)، در دهستان همایجان قرار دارد. این روستا ۵۱۳ خانوار دارد و جمعیت آن ۲۲۶۹ نفر می‌باشد. ( تعداد خانوار، جمعیت و آبادی در شهرستان سپیدان، 1385).
<دهی است از دهستان همایجان، بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در ۲۴ هزار گزی جنوب خاور اردکان، کنارشوسه شیراز به اردکان>(دهخدا، لغت نامه، زیر عنوان دالین) <جلگه است و سردسیر و مالاریایی، آب آن از شش پیر است و محصول آنجا غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت است. >(رزم آرا، ۱۳۳: جلد۷). گویش دالینی زیرشاخه ی گویش اردکانی است که خود، از گویش های جنوب غربی ایران است. گویش دالینی از گویش های ایرانی نو غربی به شمار می آید. روستاهاي اردکان فارس، دالین، خُلّار، شول، سنگر، ابنو، چشمه اسپید، خوشمکان به گویش اردکانی صحبت می‌کنند.گویش های متعلق به جنوب غرب ایران شامل گویش‌های فارس، گویش‌های لری و گویش سیوندی مجموعه نسبتاً همگنی را تشکیل می دهند و به جز گویش سیوندی با زبان فارسی در یک گروه گویشی قرار دارند( لکوک، ۱۳۸۷ :ص ۵۶۳).تنها پژوهش صورت گرفته برای مستندسازی این گویش و بررسی زبان شناختی آن پایان نامه کارشناسی ارشد نگارنده است که از طریق تحقیقات میدانی در تابستان ۱۳۹۱ از میان گروهی از مردم این روستا فراهم شده است که شامل مجموعه ای از لالایی ها، شعرها، قصه ها و گفتگوهای پراکنده ای می‌شود که از میان اهالی این روستا ضبط و گردآوری شده است.
گویش دالینی از دیدگاه واج شناسی و ساخت واژه تفاوت چندانی با فارسی معیار ندارد اما از نظر دستوری و واژگانی بسیار جالب توجه است و بسیاری از قواعد دستوری و نیز واژگان کهن پهلوی را در خود زنده نگه داشته است.زبان به عنوان تجلی گاه ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی یک ملت از اهمیت زیادی برخوردار است. تنوع زبان ها و گویش ها نشانگر تنوع افکار و اندیشه انسان هاست و امریست طبیعی. زبان و گویش به عنوان اصلی ترین عناصر فرهنگی از چنان جایگاهی برخوردار هستند که شناخت انسان، اجتماع و فرهنگ او بدون بررسی و شناخت زبان و گویش غیر ممکن است. در واقع مرگ یک زبان یا گویش خاص، مرگ یک فرهنگ خاص را به دنبال دارد و ضربه ای است که به تنوع فرهنگی، آسیبی جبران ناپذیر وارد می کند. به امید آن روزی که تمام گویش های کهن این مرز و بوم ثبت و ضبط شوند و از نابودی آنها جلوگیری شود.

منابع:
۱-ابوالقاسمی، محسن (۱۳۷۵)، دستور تاریخی زبان فارسی، تهران: سمت
۲-پورریاحی، مسعود(۱۳۷۶)، شناسایی گویش های ایران۲، چ۱، تهران: سازمان ميراث فرهنگی کشور.
۳-دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، دانشگاه تهران، بی تا.
۴-رزم آرا، حسینعلی، فرهنگ جغرافیایی ایران ( استان هفتم فارس) (۱۳۳۰)، دایره جغرافیایی ستاد ارتش.
۵-لوکوک، پیر(۱۳۸۲)، ‌”گویشهای جنوب غربی ایران”، راهنمای زبان های ایرانی، ویراستار: ر. اشمیت، مترجمان آ. بختیاری و دیگران، ترجمه ی فارسي زیر نظر حسن باغ بیدی، تهران: ققنوس، ۵۶۳_۵۷۶.
۶-تعداد خانوار، جمعیت و آبادی در شهرستان سپیدان، انتشارات استانداری فارس، ۱۳۸۵.